پلی‌اتیلین

طبقه متوسط، یک طبقه اجتماعی است و شامل افراد بسیاری در مشاغل مختلف می‌شود که از نظر ارزش‌های فرهنگی بیش‌تر مشابه طبقه بالا و از نظر درآمد بیش‌تر مشابه طبقه کارگر هستند.

~ویکی‌پدیا فارسی

تعریف جالبیه. حالا اینکه واقعا در مورد اینکه ارزش‌های فرهنگی طبقه بالا چی هست و آیا طبقه کارگر ارزش‌های فرهنگی طبقه پایین حساب میشه، صحبتی نمی‌کنم. اگر می‌خواهید بیشتر بخونید، اینجا به دردتون می‌خوره.

ریدیوهد جان یک آهنگ داره به اسم پلی‌اتیلین. پلی‌اتیلین که توی بیشتر پلاستیک‌هایی که ما استفاده می‌کنیم در طول روز هست. پلی‌اتیلینی که مردم طبقه متوسط ازش بیشترین استفاده رو می‌کنن. می‌رن به فروشگاه‌ها و خریداشون رو توی پلاستیک می‌ندازن. می‌رسن سر کار و خوراکشون رو از پلاستیک در میارن. ما با پلی‌اتینیل اجین شده‌ایم.

این آهنگ یکی از بهترین آهنگ‌هایی بود که این ماه مغزم رو درگیر کرد. آهنگ از دو بخش مجزا تشکیل شده. بخش یک و بخش دو!

این جدا کردن دو بخش مهمترین المان این ترانه‌ست. کار خیلی خاصی نیست در نگاه اول، اما وقتی با فلسفه ترانه آشنا می‌شی می‌فهمی چقدر این کار مهمه. فقط این نیست که یه قسمتش صداتو ببری بالا و یک قسمتش صداتو بیاری پایین. خیلی بیشتر از این حرفاست. دو پیام مجزاست. کاشکی پادکستی رو بتونم پیدا کنم که این ترانه‌ها رو مثل پادکست کورون نقد کنه :)

[Go]
Tears of joy now scare ourselves of all that you want to be
Just got paid and now you’re going, how inside you please
If I get scared I’ll just call you and I’ll miss your glow as I unsettle
Oh, and I’ll always feel, I will always be

[Right, one, two, three, four]

So sell your suit and tie and come and live with me
Leukemia schizophrenia polyethylene
There is no significant risk to your health
She used to be beautiful once as well
Plastic bag, middle class, polyethylene
Decaffeinate, unleaded, keep all surfaces clean
If you don’t believe this, sell your soul
If you don’t get into it, no one will

همونقدر که قسمت یک آرومم کنه، قسمت دو پرآشوبم می‌کنه!

گروه بریتانیایی Pulp هم یه آهنگ دارن به اسم Common people. ترانه‌ای با جزئات مشخص‌تر و بیشتر که به آشنایی دختر از طبقه بالا با خواننده از طبقه متوسط می‌پرداخت. کلماتی که توی اون شعر هم استفاده شده یک سری کلمات تکراری‌اند باز. دختر طبقه بالا می‌خواد با آدمای middle class آشنا شه که خواننده قشنگ متوجه‌اش می‌کنه که تو اینجور چیزا رو درک نمی‌کنی. می‌بردش به یه سوپرمارکت و بهش می‌گه تصور کن هیچ پولی نداشتی، و دختره می‌خنده و می‌گه «چقدر بامزه‌ای!» و خواننده می‌گه «جدا؟‌ ولی من کس دیگه‌ای رو نمی‌بینم بخنده، مطمعنی؟‌»

I took her to a supermarket
I don’t know why, but I had to start it somewhere
So it started there
I said, “Pretend you’ve got no money.”
And she just laughed and said, “Oh, you’re so funny.”
I said “Yeah?
Well I can’t see anyone else smiling in here
Are you sure
You want to live like common people
You want to see whatever common people see
You want to sleep with common people
You want to sleep with common people like me?”
But she didn’t understand
She just smiled and held my hand!

من دقدقه‌ی اصلیم این روزا این نیست که جزو Middle class هستم. یعنی خب هرجور نگاه می‌کنم واقعا بهترین گزینه‌ای بود که می‌تونستم توش باشم. اما درک اینکه طبقه‌های افشار مختلف جامعه چجوری در طی همین چند قرن تاریخ عوض شدن و چجوری قراره عوض بشن و باعث ایجاد چه فرهنگی شدند، خیلی جالبه. اگر قرار باشه در دانشگاه تحصیل کنم، حالم به هم می‌خوره اگر بخوام کامپیوتر بخونم. ترجیح می‌دم جامعه‌شناسی رو دنبال کنم. البته احتمالا دارم این حرف رو بر اساس هیجان می‌گم، گوش دادن به اپیزود جادی از پادکست رادیو دال هم دال بر این علت شده. (گرفتید؟ رادیو دال، دال بر این علت شده smile)

پ.ن: دو تا کلمه رو همیشه اشتباه می‌نویسم. دغدغه، ظبط کردن. یاد هم نمی‌گیرم نمی‌دونم چرا.
پ.ن۲: اگه بترسه فقط صدات می‌زنه.. اگه بترسه شاید ، اگه بدونه گوشات نمی‌شنون ؛ اگه بشنوی شاید